
با تو تنهاترم
گوشه تر از هر نارنجستان سبز
در اردیبهشتی مجنون
در خوابی که می پراکندم به پنجره
در تو
پرتاب خواهم شد
| امیــــن شـــــاهد | هفتم اردیبهشت 91 |

نوشته شده توسط امین شاهد در پنجشنبه 14 اردیبهشت1391
|
روزنامه شــــرق - شماره 1517
سه شنبه,12 اردیبهشت 1391
2012 1 May
تجسمي (12و 15) / امين شاهد
«صالح تسبيحي» در متني با عنوان «خارج از محدوده»، كه تيرماه 82 نگاشته است، نقد تحليلي در سرزمينمان را چنين ديده: «... تاريخ مكتوب سرزمينمان، انباشته از ريسمانها و آسمانهاي به هم دوختهاي است كه به ايما و اشاره گفتهاند و گذشتهاند و بسا ناگفتههاي بسيار كه ميان شور و خرد در نوسان مانده...» در كارنامهاي مختصر از هنرمند، دانشآموخته گرافيك و همكاري با مطبوعات از سال 76 در زمينههاي تصويرگري، طراحي كاريكاتور و گرافيك برايمان آشكار است. همكاري با نشريات مختلف و همنشيني با بسياري از اهل مطبوعات از او يك ژورناليست آگاه و تيزهوش ساخته است، آنگونه كه اين تاثير اديبانه در شيوه نگارش او بهخوبي پيداست. آثار جديد «تسبيحي» را ميتوان از زاويه تاريخ تصويري بررسي كرد. ناگفته از رفتار و كنشهاي مجازي «تسبيحي» پيداست كه دغدغه تاريخ معاصر دارد. تاريخي صد تا 150ساله با تلاطمي مملو از پاشيدگي و تنيدگي. سالهايي كه بيثباتي در آن موج ميزند، هرچند كه پيش از آن نيز... و همراه با وقايع و تحولات جهاني (كه تنها بازتاب و موج آنها را مينماياند) رنگ اجتماع دگرگون ميشود. اما ذات آن چه ميشود؟ شايد درگير بودن هنرمند به واسطه مشغلهاش، كنجكاوي ژورناليستي او را بر ميانگيزاند تا با فضاي سياسي بيشتر آميخته شود. آنچه مسلم است، كُمُدِ آبا و اجدادي لباسهاي خاطرات هنرمند، آغشته به بوي نفتالين است. در واقع اين نفتالين ذهن ماست كه از انحطاط خاطرات جلوگيري ميكند و آن را باز ميتاباند. در اينجا نفتالين ميتواند جايگزيني براي برومور نقره در عكاسي باشد انگار. تثبيت عرياني احوال يك دنيا خاطره پنهان در تنپوشي تحمیلی. انسان امروز «تسبيحي» گويي همان انسان (ايراني) 60سال پيش است، با نگرشي سنتي به جهاني كه در حال گذار از دوران مدرن، مات و مبهوت نگاهي به درونيات خود و دنياي در حال پيشرفت دارد. آنچنان كه هويت فردي خويش را دود ميكند. او خواهي نخواهي مجبور به انتخاب است، چون دوره دستي بر آب و دستي بر آتش داشتن گذشته است.
انسانهاي مورد بررسي «تسبيحي» در تصاوير جديدش، در تاريكي غوطهورند. انسانهايي كه در انزوايي خودخواسته، به هر دليلي محصور ماندهاند. اغلبِ تصاوير كلهاي منفجر شده دارند و گويي چند ثانيهاي از انفجار آنها گذشته است، از حجم سياه بيرون تراويدهاند، محدوده سياه را برهم زده و به فضاي سفيد كادر پناه بردهاند. از آنجا كه تسبيحي، خود دستي بر نقد و تحليل آثار تجسمي دارد، پيشبيني ميشد كه بايد وسواسي عميق در ارايه آثار خود بهعنوان يك هنرمند تجسمي- تصويري و يك ژورناليست داشته باشد. بهنظرم او با تحليلي تصويري، دغدغههاي ذهنياش را از وقايع سياسي سالهاي اخير با هوشمندي ويژهاي باز ميتاباند. اما بهلحاظ ارايه، اندازه كوچك آثار از تاثيرگذاري بيشتر آنها ميكاهد. در نظر بگيريم اگر يكي از اين تصاوير در اندازهاي چند برابر پيش رويمان بود، چه حادثهاي رخ ميداد؟ اينكه تسبيحي تعمدي در ارايه تصاوير در اندازه كوچك داشته يا كيفيت تصاوير پايه قابليت ارايه در اندازهاي بزرگتر را به او نداده موضوعي است كه بايد روشن شود. كنتراست بالاي تصاوير، سوژه را در كادر سفيد بيرون خود حل كرده و گويي تا لحظاتي ديگر سفيدي تمام اثر را خواهد پوشاند. دستها در اكثر تصاوير برجستهترند و سر آدمها يا نابود شده، يا در سفيدي پنهان است. گويي تعمدي در نمايش آنها وجود دارد و هر يك از شخصيتها به نوعي در پي از بين بردن هويت مبهم خويشاند؛ هويتي مملو از ناملايمات تحميلي؛ ناملايماتي كه يا به صورت موروثي از طرف آبا و اجدادشان به آنها به ارث رسيد يا واماندگيشان در برابر هجوم زرق و برق مدرنيزم به يك جامعه فراسنتي است. جامعهاي كه با قصههاي جن و پريان، ديوها و پهلوانان اسطورهاي به وسط دنياي مدرن پرتاب شده است؛ خط سيري تصويري كه تاريخي بيخط را روايت ميكند.
اما فتوگرافيك چيست؟
اين روزها گرايش هنرمندان به شيوههاي جديد هنري براي گريختن از دايرههاي تعريف شده و نشده مديومهاي رايج در هنرهاي تجسمي، روز به روز بيشتر ميشود؛ نيروهاي انباشته شدهاي كه نياز به نوجويي دارند و همواره موجب شكستن خط و مرزهاي متداول و گاه كليشهاي ميشوند. فتوگرافيك مانند بسياري از گرايشهاي سالهاي اخير در هنرهاي تجسمي (كه به پست يا پسامدرنشان نسبت ميدهند)، هنوز محدودهاي برايش تعريف نشده است. فتوگرافيك از تركيب ديجيتال تصاوير است كه تصوير پايه آن «عكس» است و گاهي با امكانات نرمافزارهاي اصلاح عكس يا طراحي پرداخت ميشوند. هرچه هست، تصويري نهايي است، پالايش يافته از ذهن هنرمند كه در نهايت از مديومهاي متفاوت تراوش ميكند. با وجود اين، آثار ارايه شده در نمايشگاه «نفتالين» فتوگرافيك بهحساب ميآيند.چراكه پايه آثار عكس است. در نهايت «نفتالين» آغازي اميدواركننده است. تصاويري پرمغز از نگاه تيز تاريخنگاري با دغدغههاي مدون شده.
اگرچه امكان تغيير نگرش او درخصوص نقد تحليلي، پس از گذشت 9سال وجود دارد، با تمام اوصاف، با اين جمله او موافقم كه: «... بپذيريم كه ماجرا از كنه ذات آب ميخورد و درخت فرمگراي بينقد ما ريشه در هميشه دوانده. بپذيريم و بگذريم؟»

نوشته شده توسط امین شاهد در چهارشنبه 13 اردیبهشت1391
|

چین چادر گل دار و
مرگ مسافر تب دار
ببین
پشت دریاها هم
شهری نبود.
| امین شاهد - 16 اسپند نود |

نوشته شده توسط امین شاهد در شنبه 20 اسفند1390
|
تکه های
همین شعر
از آستین
پیراهنت چکیده است
رو در رویت
منم
هم از دوپهلو
و
از پشت
سر
هنوز پنهانی
و
عاجزانه
در تو تکثیر می شوم
| امیـــن
شــــاهد | هشتم اسفند نود |

نوشته شده توسط امین شاهد در پنجشنبه 11 اسفند1390
|
در چشمانم ابری است
بال که می گشایم
تو عروس گندمزار شده ای و
من هنوز
کلاغی نیمه عریانم
گم شده در آوازی
که دیگر
یارای خواندنش نیست.
| امیــــن شــــاهد | چهارم اسفند نود |

نوشته شده توسط امین شاهد در جمعه 5 اسفند1390
|